کرمانشاه سرزمین قله‌ها، اما بدون رشته‌ کوه / عبدالله مرادی بلشتی

سرویس کرمانشاه _ عبدالله مرادی روزنامه نگار و مدیرمسئول گروه رسانه‌ای میلکان در مطلبی به ضرورت تاسیس دانشگاه فرهنگ و هنر در شهر کرمانشاه و نقش مهم آن در پرورش استعدادها پرداخته است که در ادامه می‌خوانید:

خبرگزاری کردپرس _ گاهی یک درخت تنومند در زمین دیم می‌روید؛ اما برای ساختن یک جنگل، فقط درخت‌های جسور کافی نیستند.

کرمانشاه را اگر بخواهیم با یک استعاره توصیف کنیم، شاید بتوان گفت استان قله‌هاست؛ اما هنوز رشته‌کوه ندارد.

در زمین‌های دیم و مراتع، گاهی درختی را می‌بینیم که برخلاف شرایط محیطی، بدون آنکه در پوشش متراکم جنگلی قرار داشته باشد، سر برآورده، ریشه دوانده و تنومند شده است. چنین درختی بیش از آنکه محصول یک شبکه باشد، حاصل مقاومت، استعداد و تلاش خودش است.

به گمان من، بخشی از تاریخ فرهنگی، هنری، علمی، ادبی، اجتماعی و حتی ورزشی کرمانشاه را می‌توان با همین تصویر توضیح داد.

کرمانشاه هنرمند کم ندارد؛ شاعر و نویسنده کم ندارد؛ ادیب، پژوهشگر، دانشمند، ورزشکار و چهره‌های ملی و بین‌المللی کم ندارد. در بسیاری از حوزه‌ها، نام‌هایی از این استان برخاسته‌اند که نه‌تنها در سطح ایران، بلکه در عرصه‌های بین‌المللی نیز درخشیده‌اند.

اما یک پرسش مهم همچنان باقی است:

چرا در کنار این قله‌های بلند، دامنه‌ای گسترده و پیوسته از استعدادهای پرورش‌یافته شکل نگرفته است؟

چرا در برخی حوزه‌ها یک یا چند چهره برجسته داریم، اما میان آنها و نسل بعدی، فاصله‌ای قابل توجه دیده می‌شود؟

به نظر می‌رسد بخشی از پاسخ را باید در نبود شبکه‌های پایدار آموزشی، پژوهشی و حرفه‌ای جست‌وجو کرد.

بسیاری از این چهره‌های برجسته، بیش از آنکه محصول یک زنجیره منسجم آموزشی و فرهنگی در استان باشند، محصول استعداد شخصی، پشتکار، خانواده، معلمانی دلسوز و البته تلاش فردی خودشان بوده‌اند. آنها راه خود را پیدا کرده‌اند، از موانع عبور کرده‌اند و به قله رسیده‌اند؛ اما این مسیر برای همه استعدادهای بعدی هموار نبوده است.

به همین دلیل است که کرمانشاه در بسیاری از حوزه‌ها قله دارد، اما رشته‌کوه ندارد.

قله، افتخارآفرین است؛ اما توسعه پایدار، فقط با قله ساخته نمی‌شود. توسعه زمانی اتفاق می‌افتد که میان قله‌ها، دامنه‌هایی شکل بگیرد که استعدادهای تازه بتوانند در آنها رشد کنند و نسل بعدی قله‌ها را بسازند.

این همان جایی است که اهمیت یک مرکز آموزشی تخصصی و در افق بزرگ‌تر، دانشگاه فرهنگ و هنر آشکار می‌شود.

راه‌اندازی یک مجموعه آموزشی در حوزه فرهنگ و هنر را می‌توان از این منظر، اتفاقی فراتر از ایجاد چند رشته تحصیلی دانست. اگر چنین مجموعه‌ای بتواند به‌تدریج به یک شبکه آموزشی، پژوهشی و حرفه‌ای تبدیل شود، می‌تواند بخشی از همان حلقه مفقوده‌ای را ایجاد کند که سال‌هاست در عرصه فرهنگ و هنر استان احساس می‌شود.

نکته امیدوارکننده این است که این حرکت، از مسیر رشته‌های هنری نیز آغاز شده است؛ گرافیک، نقاشی، موسیقی و معماری داخلی می‌توانند نقطه شروع مناسبی برای شکل‌گیری چنین شبکه‌ای باشند.

اما در ادامه این مسیر، یک حلقه بسیار مهم دیگر وجود دارد که به نظر می‌رسد باید به آن توجه ویژه شود: رسانه و ارتباطات.

امروز هیچ هنر و محصول فرهنگی‌ای صرفاً با تولیدشدن، به جایگاه واقعی خود نمی‌رسد. در جهان امروز، هنر باید دیده، روایت، معرفی و برندسازی شود.

یک نقاشی اگر دیده نشود، یک موسیقی اگر شنیده نشود، یک اثر معماری اگر روایت نشود و یک هنرمند اگر امکان ارتباط مؤثر با جامعه و جهان را پیدا نکند، بخش مهمی از ظرفیت خود را از دست می‌دهد.

از این منظر، رسانه و ارتباطات حلقه اتصال همه این حوزه‌هاست.

کرمانشاه برای معرفی هنر و فرهنگ خود به عکاس، فیلمساز، روزنامه‌نگار، گرافیست رسانه‌ای، مدیر ارتباطات، متخصص برند، تولیدکننده محتوای دیجیتال و پژوهشگر ارتباطات نیاز دارد. این نیاز حتی فراتر از معرفی هنر است؛ استان برای معرفی ظرفیت‌های گردشگری، میراث فرهنگی، اقتصاد خلاق، صنایع دستی، ورزشکاران، دانشگاهیان و چهره‌های علمی خود نیز به یک نظام حرفه‌ای ارتباطی نیاز دارد.

بنابراین می‌توان امیدوار بود که رسانه و ارتباطات، یکی از رشته‌های بعدی این دانشگاه و مرکز آموزشی باشد؛ رشته‌ای که نه به عنوان حوزه‌ای جدا از هنر، بلکه به عنوان زیرساخت معرفی، روایت و برندسازی تمام ظرفیت‌های فرهنگی استان تعریف شود.

شاید اگر روزی چنین دانشگاهی شکل بگیرد و رشته‌های مختلف فرهنگ، هنر و ارتباطات در کنار هم قرار بگیرند، اتفاق مهمی برای کرمانشاه رخ دهد: استعدادهای پراکنده، امکان پیدا کردن یکدیگر را پیدا کنند؛ هنرمندان باتجربه، به نسل تازه آموزش دهند؛ دانشگاه و جامعه به هم نزدیک شوند؛

آثار و استعدادهای استان بهتر دیده شوند؛ و مهم‌تر از همه، قله‌های منفرد به تدریج به یک رشته‌کوه تبدیل شوند.

کرمانشاه برای ساختن آینده فرهنگی خود، الزاماً به دنبال کشف چند قله تازه نیست؛ استعدادهای قله‌ساز در این سرزمین کم نبوده‌اند.

آنچه بیش از هر چیز نیاز داریم، ساختن دامنه و شبکه‌ای است که قله‌های بعدی بتوانند در آن رشد کنند.

شاید دانشگاه فرهنگ و هنر بتواند یکی از نخستین گام‌ها برای ساختن همین رشته‌کوه باشد.

 

 

کد مطلب 2798230

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha